تبليغاتX
بزرگراه اطلاعات

بزرگراه اطلاعات

درست صحبت كردن را بياموزيد



امروزه بسياري از نظريه‌پردازان و صاحب‌نظران علوم ارتباطات بر اين عقيده‌اند كه مهارت‌هاي ارتباطي نقش بسيار مهمي در موفقيت انسان چه در زندگي كاري و اداري و چه در زندگي شخصي آنان دارد.

به جرات مي‌توان ادعا كرد كه يكي از مهم‌ترين دلايل شكست‌هايي كه انسان در زندگي خود با آن مواجه مي‌شود اين است كه قبل از اتخاذ تصميم و مبادرت به انجام يك كار (انتخاب شغل، ازدواج، تربيت فرزند و امثال آن)‌ سعي نكرده است كه مهارت‌‌هاي ارتباطي و رفتاري لازم براي انجام آن كار را كسب كند. پژوهش‌هاي انجام شده حاكي از آن است كه مهارت‌هاي لازم براي برقراري ارتباط موثر را مي‌‌توان از طريق آموزش و تمرين ياد گرفت و البته كسب اين مهارت‌ها چندان آسان به نظر نمي‌رسد، در برقراري ارتباط با ديگران چنانچه يكي از طرفين صحبت، پيام طرف مقابل را به خوبي دريافت نكند و نفهمد كه منظور طرف مقابل از اين پيام چه بوده، ارتباط برقرار شده بي‌حاصل بوده است.

درواقع مي‌توان گفت ريشه بسياري از سوءتفاهمات، رنجش‌ها و اختلافات و همچنين منشأ بسياري مشاجرات، اختلافات و نزاع‌هاي خانوادگي، عدم وجود فهم متقابل در صحبت‌ها است، چراكه يكي از طرفين گفتگو يا بدتر از همه دو طرف گفتگو حرف يكديگر را نمي‌فهمند و برداشت درستي از پيام‌هاي ارسال شده ندارند.

درست صحبت كردن و بيان متناسب يكي از مهارت‌هاي اساسي ارتباطي در برقراري يك ارتباط موفق و موثر مي‌باشد. در بيان اهميت اين مهارت ضرب‌المثل‌هاي فراواني در ادب فارسي وجود دارد. از آن جمله «تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد» يا «پسته بي‌مغز چو دهن باز كند رسوا شود.» و از همه معروف‌تر ضرب‌المثل قديمي فارسي: «زبان سرخ، سر سبز مي‌دهد بر باد.»

به راستي آيا تاكنون به چگونگي و شيوه صحبت كردن با ديگران فكر كرده‌ايد؟

در حقيقت همه ما توانايي صحبت كردن را داريم، اما گاه لازم است براي ايجاد ارتباط يا استمرار ارتباطات خود مهارت‌هاي صحبت كردن را هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي ارتقا دهيم. برخي از افراد از صحبت كردن با ديگران طفره مي‌روند يا نمي‌‌توانند به راحتي سر صحبت را با ديگران باز كنند و روابط موثري با ديگران داشته باشند.

روش‌هاي ساده‌اي وجود دارد كه به شما كمك مي‌كند تا بهتر با ديگران ارتباط برقرار كرده و مصاحبت و دوستي آنها را حفظ كنيد، مثلا اين كه به صحبت‌هاي طرف مقابل علاقه نشان دهيد، نظر مخالف و انتقاد خود را طوري بيان كنيد كه طرف شما ناراحت نشود، به نشانه‌هاي غيركلامي وي بيشتر توجه كنيد و مهم‌تر از همه اين كه سعي كنيد در صحبت كردن مودب باشيد.

چگونگي صحبت با افراد متفاوت

در مورد چگونگي صحبت كردن با افراد گوناگون و با ويژگي‌هاي متفاوت ابتدا بايد در نظر داشته باشيم كه طرف صحبت ما جزو كداميك از گروه‌هاي زير مي‌باشد و بعد با استفاده از رهنمودهاي ارائه شده بدانيم كه با هريك چگونه صحبت كنيم.

1 ـ تحليلگرها: معمولا تحليلگرها تمايل به كمال‌گرايي دارند، به عبارت ديگر آنها دوست دارند همه چيز را درباره يك موضوع بدانند. اطلاعات و تصميمات آنها معمولا دقيق و عاقلانه است و شايد به همين دليل آنها در تصميم‌گيري كند هستند. در ضمن آنها احساسات و عواطف خود را براي ديگران آشكار نمي‌كنند.

بنابراين در هنگام صحبت با تحليلگرها مي‌بايستي:

ـ قبل از شروع صحبت دقيقا بدانيد كه مي‌خواهيد درباره چه و چگونه صحبت كنيد.

ـ صريح باشيد و فقط درباره اصل موضوع صحبت كنيد چرا كه آنها از وقت تلف كردن بيزارند.

ـ هنگام صحبت با آنها دقيق و واقع‌بين باشيد و به آنها فرصت بدهيد تا بدانند كه شما قابل اعتماد هستيد.

ـ با آنها خودماني رفتار نكنيد، سعي كنيد رسمي باشيد و با صداي بلند نيز حرف نزنيد.

ـ آنها را تهديد نكنيد و سعي نكنيد با چرب‌زباني از آنها سوءاستفاده كنيد.

2ـ صميمي‌ها: افراد صميمي به مردم و دوستي با آنها خيلي اهميت مي‌دهند. احساسات افراد را درنظر مي‌گيرند و سعي مي‌كنند هرطور شده ديگران را ناراحت نكنند. در هنگام صحبت با اين دسته از افراد سعي كنيد:

ـ گفتگوي خود را با تعريف از آنان شروع كنيد به آنان صادقانه علاقه‌ نشان دهيد و فورا سر اصل مطلب نرويد.

ـ با آنان زياد درباره آمار و اطلاعات صحبت نكنيد چرا كه خيلي زود از شنيدن اين مسائل خسته مي‌شوند و بحث را قطع مي‌كنند.

ـ اگر با آنها مخالف هستيد، مواظب باشيد احساساتشان را جريحه‌دار نكنيد.

ـ در حين صحبت با آنها خودماني و غيررسمي باشيد.

3ـ بيانگرها: اين افراد دوست دارند اوقات خوشي داشته باشند، پرحرارت و مبتكر هستند و به سختي مي‌توانند افرادي را كه مثل خود آنها نيستند، تحمل كنند. در هنگام گفتگو و تبادل نظر با بيانگرها به ياد داشته باشيد:

ـ به آنها اجازه بدهيد كه از زمان گفتگو لذت ببرند و بخشي از زمان گفتگو را به مسائل دوستانه و آشنايي اختصاص دهيد.

ـ در مورد اهداف آنها و آنچه خوشحالشان مي‌كند، صحبت كنيد.

ـ در حين صحبت با آنان سرد و بي‌احساس نباشيد و براي آنان قانون وضع نكنيد.

ـ از آنها بخواهيد نظريات و عقايد خود را بيان كنند.

4ـ سلطه‌جوها: سلطه‌جوها افرادي قوي، قاطع و نتيجه‌گرا هستند كه گاهي اوقات نسبت به خودشان و ديگران جدي و سختگير مي‌باشند. اين افراد معمولا احساسات خود را براي ديگران آشكار نمي‌كنند و از كساني كه وقت خود را با صحبت‌هايي بي‌فايده تلف مي‌كنند نيز اصلا خوششان نمي‌آيد. در هنگام صحبت كردن با اين افراد نكات زير را در نظر داشته باشيد:

ـ فقط به اصل موضوع توجه كنيد و درباره موضوعات متفرقه صحبت نكنيد.

ـ به طور واضح و منطقي با آنان صحبت كنيد.

ـ هنگام صحبت با آنها بي‌نظم و بي‌برنامه نباشيد.

ـ سعي نكنيد به آنها دستور دهيد، چون مخالفت خواهند كرد.

ـ بعد از صحبت درباره موضوع اصلي، فورا آنها را تنها بگذاريد.

در ذيل به پاره‌‌اي از نكاتي كه به كارگيري آنها در صحبت كردن بسيار مهم مي‌باشد، پرداخته مي‌شود: به آهستگي و با ملايمت صحبت كنيد. به طوري كه شنونده به تمامي گفته‌هايتان گوش دهد و معناي صحبت‌هايتان را نيز متوجه شود. اكثر افراد خيلي تند و سريع صحبت مي‌كنند و فقط در فكر اين هستند كه هم نظر و عقيده خود را مطرح كنند و هم نظر مخاطب را جلب كنند، غافل از اين كه بااين كار مخاطب نمي‌تواند جمله‌هايش را دنبال كند و نهايتا از صحبت كردن با وي خسته مي‌شود. ملايم كردن صدا در بيان احساسات، هيجانات و حتي ترس نيز موثر واقع مي‌شود و اگر هميشه با نرمي و ملايمت صحبت كنيد، بهتر مي‌توانيد ديگران را متقاعد سازيد و مخاطب نيز افكارش را بر گفتار شما متمركز مي‌كند.هرگز آن طور كه خودتان مي‌پسنديد صحبت نكنيد، زيرا ممكن است مايل باشيد با صداي بلند صحبت كنيد، اما شنونده از صداي بلند شما بيزار باشد. بنابراين بايد بدانيد كه در چه محيطي با مخاطب صحبت مي‌كنيد و محيطي كه در آن به سر مي‌بريد ساكت است يا شلوغ، با توجه به اين مساله تن صداي خود را تنظيم كنيد.همچنين هيچ‌گاه به صورت يكنواخت و پي در پي صحبت نكنيد زيرا تن صداي شما در اين حالت براي شنونده كسل‌كننده مي‌شود. سعي كنيد با خنده، لبخند، حالت تعجب،‌ شوخي و... به آنچه كه بر زبان مي‌آوريد شكل دهيد.

نحوه صحبت كردن شما بيانگر ميزان احساساتتان از آنچه مي‌گوييد مي‌باشد به اين معنا كه وقتي شروع به صحبت مي‌كنيد،‌ هرجمله‌اي كه در صحبت‌هايتان به كار مي‌بريد، نشان‌دهنده احساسات شما از مساله مورد نظر مي‌باشد و ديگران با شنيدن صحبت‌ها و عقايد شما نسبت به آن مساله، به احساسات دروني‌تان پي مي‌برند. پس سعي كنيد هميشه از كلماتي استفاده كنيد كه مي‌دانيد در نگرش و روحيه طرف مقابل اثر مثبت مي‌گذارد و او را متقاعد مي‌سازد.تعيين حد و حدود شخصي بسيار ضروري است. برخي از افراد در حين اين كه روابط خوبي با ديگران دارند و با آنان گرم و صميمي هستند، اما اجازه نمي‌دهند كه آنان در زندگي خصوصي‌شان مداخله كنند. با توجه به اين مساله، سعي كنيد ‌هنگام گفتگو با ديگران، از مسائل خصوصي آنها كه ارتباطي به شما ندارد، صحبت نكنيد. اگر گوينده و شنونده، هر دو به اين قانون ساده احترام بگذارند و در صحبت كردن حد و حدود خود را بشناسند هميشه از بودن در كنار هم و هم‌صحبتي با يكديگر لذت خواهند برد.

توجه به اين نكته نيز ضروري است كه برقراري ارتباط با ديگران منحصر به ارتباط كلامي نمي‌شود و افراد در گفتگو با ديگران دانسته يا ندانسته پيام‌هايي را نيز به صورت غيركلامي به مخاطب ارسال مي‌كنند. عواملي چون لهجه، طنين صدا، تاكيد و تكيه‌كلام‌ها و عوامل غيركلامي چون «چشم‌ها»، «حالت چهره»، «وضعيت قرار گرفتن بدن»، «حركات و اشارات»، «تماس جسمي» و‌ «طرز لباس پوشيدن و‌ آرايش سر و صورت» در درك و فهم مخاطب از پيام‌هاي ما بسيار موثر هستند ولي متاسفانه بسياري از افراد در صحبت‌هايشان، به اين مسائل بي‌توجه هستند و تصور مي‌كنند كه درك و فهم طرف مقابل تنها از طريق پيام‌هاي كلامي حاصل مي‌شود.توجه داشته باشيد ‌هنگام صحبت كردن استفاده از برخي كلمات براي افرادي كه سطح درك پايين يا متوسطي دارند، صحيح نيست. تصور نكنيد با استفاده از اين‌گونه كلمات مي‌توانيد هوش و استعداد خود را نشان دهيد. استفاده از كلمات تزئيني و مبهم مختص افراد پرگوست، افرادي كه زياد صحبت مي‌كنند، زياد مثال مي‌آورند و از كلمات ثقيل و سنگين استفاده مي‌كنند، بتدريج، زمان و مكان صحبت را از دست مي‌دهند، مخاطب را خسته و خود نيز اصل مطلب را فراموش مي‌كنند. پس سعي كنيد تا جايي كه مي‌توانيد از جملات كوتاه، مختصر و مفيد استفاده كنيد تا هم ارزش صحبت‌تان را بالا ببريد و هم رابطه خود را با ديگران گسترش دهيد.

كلام آخر

هيچ يك از ما با مهارت‌هاي برقراري ارتباط از مادر متولد نشده‌ايم، بر خلاف تصور اكثر افراد، مهارت‌هاي ارتباطي، كاملا آموختني است و آگاهي از اين مهارت‌ها به ما كمك مي‌كند تا در برخورد با اشخاص مختلف اعم از پدر،‌ مادر،‌ همسر، فرزند، دوست يا همكار موفق‌تر ظاهر شويد.

معصومه اسدي / جام جم


شاید بهتر باشد سخنان بزرگان را در ارتباط با ادب و اخلاق که منجر به درست صحبت کردن می شود را نیز بخوانیم :

ادب نمایه آغازین خرد است .((ارد بزرگ))

اخلاق، چیز ساخته شده و حاضر آماده ای نیست، بلکه ذره ذره و روز به روز، خلق و ایجاد می گردد.((ارنالیل))

زن و شوهر یک سال بعد از ازدواج به زیبایی صورت یکدیگر فکر نمی کنند، بلکه هر دو متوجه اخلاق و رفتار هم می شوند.((اسمایلز))

ادب خویش را هیچ گاه فرو مگذار ، با وجود آنکه مورد ریشخند باشی ! .((ارد بزرگ))

صاحبان اخلاق، روح جامعه ی خویش اند.((رالف والدو امرسون))

بزرگترین عمل غیر اخلاقی این است که انسان شغلی را که از انجام آن ناتوان است بر عهده گیرد.((ناپلئون بناپارت))

با ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنها از بیماران ساخته است .((ارد بزرگ))

مردی که دارای عزمی نیرومند و اخلاقی متین است، هرگز فضیلت اخلاقی خود را فدای هوس های زندگی نمی کند. آری مردانی در این جهان زندگی کرده اند که برای تکمیل و حفظ فضایل اخلاقی، جسم و جان خود را فدا ساخته اند.((کنفسیوس))

وقتی از اخلاق یک فرد سر در نمی آوری به دوستانش نگاه کن.((مثل ژاپنی))

اخلاق باید بر هنر حکومت کند.((ایمانوئل کانت))

آدم با ادب دروازه دلها را همیشه گشوده می بیند .((ارد بزرگ))

تمام سرمایه فکری و دانش باید تسلیم یک عظمت اخلاقی و روحی گردد، وگرنه دانش مانند رودی خواهد بود که نتوانسته خط سیر خود را بپیماید و به دریا بریزد و با وضعی اندوه بار در صحرا و ریگزارها فرو می رود.((موریس مترلینگ))

همیشه باید مراقب سه چیز باشیم : وقتی تنها هستیم مراقب افکار خود، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و زمانی که در جامعه هستیم مراقب زبان خود.((مادام داستال))

کسی که معلومات جامع درباره ادبیات دارد، مطابق با قواعد فضیلت اخلاقی رفتار می کند و می تواند به جایی برسد که از خطا و لغزش به دور بماند.((کنفوسیوس))

برای جامعه، فضیلت و اخلاق از نان شب هم واجب تر است. اگر جامعه ای شکست اخلاقی بخورد با هیچ نیرویی نمی توان شکست را جبران نمود.((افلاطون))

برای آنکه کسی را با ادب بنامیم و یا وارون براین ، باید کمی درنگ کرد و زمان را به کمک گرفت.((ارد بزرگ))

ما نسلی گمشده هستیم. صبح تا شب بدون هدف سگ دو می زنیم و همیشه به دلار چشم دوخته ایم که جهت را به ما بنماید. این تنها معیاری است که می شناسیم. نه در عمق وجود خویش باوری داریم و نه مرزهای اخلاقی خود را می شناسیم.((مجله تگزاس بیزنس))

اصل و اساسی که تمام اخلاق گرایان به راستی در باب آن نظری یکسان دارند، این است : کسی را نیازار و هرچه می توانی به دیگران یاری برسان.((آرتور شوپنهاور))

ادب با پول ، دانش و آموزش بدست نمی آید ادب دارای ریشه است ریشه ایی به بلندای تاریخ .((ارد بزرگ))

نگرش، حالتی ذهنی و درونی است. چه بسا کسی که نگرش نادرست دارد مرتکب کارهای غیر اخلاقی و غیر قانونی نشود، اما نگرش نادرست او سبب از هم پاشاندن تیمی خواهد شد که در آن عضویت دارد.((جان ماکسول))

دانش بدون تکامل اخلاقی خطرناک و نابود کننده است.((هالی تربون))

داروهای تلخ را با روپوش شیرین می پوشانیم، چرا حقیقت و اخلاق را نیز با لباسهای زیبا نپوشانیم؟((شامفورت))

نقل قول نادرست اغلب معلول یک نیت ناپاک است و در نهایت، بی شرمی نفرت انگیز و فرومایگی فطرت و بدذاتی و چنین شخصی همانند کسی که دست به جعل سند می زند دیگر در اختیار خودش نیست و تا ابد اخلاق صدق و راستی را از کف می دهد.((آرتور شوپنهاور))

دانه ادب در درون ما همانند گیاهی رشد می کند روشن بینی ، آب رشد آن است و خورشید ، دوستان و همدلان.((ارد بزرگ))

آنچه ما را به نابودی خواهد کشاند از این قرار است: سیاست بدون اصول، لذت بدون وجدان، علم بدون شخصیت و تجارت بدون اخلاق.((مهاتما گاندی))

رهبر ترکیبی از استراتژی و صفتهای اخلاقی است. اگر قرار است یکی از آنها را نداشته باشید بهتر است بدون استراتژی باشید.((نورمن شوارتزکوف))

آنکه درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد همگان بی سوادش می پندارند.((ارد بزرگ))






+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 4:44  توسط   | 

چغازنبيل آرامگاه زير زميني حاكمان

شهرها و جاذبه‌ها
چغازنبيل آرامگاه زير زميني حاكمان
شوش يكي از كهن‌ترين شهرهاي جهان است كه نزديك به 6000 سال پيش در يك دشت حاصلخيز به عنوان يك كانون مذهبي پايه‌گذاري شد و قرن‌ها پايتخت حكومت‌هاي مقتدر مشرق زمين بود.

يكي از باشكوه‌ترين يادگارهاي تاريخي اين شهر، معبد چغازنبيل است كه در سده سيزدهم پيش از ميلاد ساخته شده و با گذشت نزديك به 3300 سال از پايه‌گذاري آن، هنوز عظمت شهر قديم در آن جلوه‌گر است.

اين معبد توسط اونتاش ناپيراشا، پادشاه عيلام 3300 سال پيش به ارتفاع 53 متر در بين دو شهر شوش و شوشتر كنوني احداث شد، ‌اما در حال حاضر تنها 25 متر از ارتفاع اين معبد باقي مانده است.

چغازنبيل واژه‌اي محلي از تركيب دو كلمه چغا به معناي تپه و زنبيل است. زيگورات بنايي 5 طبقه و محل نگهداري مجسمه خدايان و انجام مراسم مذهبي بوده كه به غير از طبقه اول و پنجم، تمامي طبقات از خشت پر شده و طبقه پنجم كه مرتفع‌ترين طبقه‌هاست تنها كاهنان و خانواده‌هاي شاه اجازه ورود به آن را داشته‌اند.

عيلامي‌ها معتقد بودند هنگام غروب، ‌خدايشان از آخرين طبقه زيگورات به آسمان پرواز مي‌كند و روز بعد باز مي‌گردد.

هسته مركزي زيگورات از خشت خام احداث شده، چهار گوشه‌هاي زيگورات منطبق با 4 جهت اصلي شمال، ‌جنوب، شرق و غرب است. در تمامي اضلاع زيگورات، صحن‌هاي بسيار وسيعي وجود دارد. اين صحن‌ها، ‌مسير حركت كساني بوده كه براي انجام مراسم مذهبي در آنجا جمع مي‌شدند. صحن‌ها راه حركت دسته جمعي زائران به مناسك مذهبي بوده است.

معبد چغازنبيل در سه باروي تو در تو ساخته شده كه هر يك از باروها به شكل ويژه‌اي طراحي و بنا شده است بين باروهاي اول و دوم كاخ شاهي و 5 آرامگاه زير زميني سلاطين عيلام و يك پرستشگاه كه به نو سكو، خداي آتش پيشكش شده بود، جاي داشته است.

معبد زيگورات در مركز حصار سوم قرار گرفته است. اين معبد با به كار گيري ميليون‌ها آجر ساخته شده كه يادگاري‌هاي آن هنوز پابرجاست. محوطه مقدس چغازنبيل به واسطه 7 دروازه با محيط اطراف ارتباط دارد. درون اين مجموعه 3 معبد با حياط‌هاي سنگفرش و انبارهاي متعدد آلات و ادوات جنگي قرار دارد.

از كاوش‌هاي اين موزه آجرشناسي يادگارهاي تاريخي فراوان و ارزشمند به دست آمده كه لوح حمورابي يا نخستين قانون مدون بشر در زمره اين يافته‌هاي باستان‌شناسي است. عمليات باستان‌شناسي در اين بنا از حدود 1325 خورشيدي آغاز و تا سال 1341 ادامه داشت.

اهميت اين محوطه تاريخي به عنوان مهم‌ترين اثر به جا مانده از دوران حكومت عيلامي، ‌قدمت 3000 ساله آن و جاذبه‌هاي طبيعي‌اش از جمله عوامل قرار گرفتن اين اثر تاريخي در سال 1979 در فهرست ميراث فرهنگي يونسكو بود.

زيگورات چغازنبيل، يكي از باشكوه‌ترين جاذبه‌هاي تاريخي، ‌فرهنگي و گردشگري خوزستان است كه چشم هر بيننده‌اي را به سوي خود جلب مي‌كند و سالانه ده‌ها هزار گردشگر داخلي از اقصي نقاط جهان از اين بنا بازديد مي‌كنند. اين معبد در 35 كيلومتري جنوب شهرستان شوش قرار دارد.

سميه غافلي / جام‌جم اهواز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 4:35  توسط   | 

هانیبال الخاص

هانیبال الخاص در سال ۱۳۰۹ از پدر و مادری آشوری در کرمانشاه زاده شد چون پدرش کارمند گمرک بود، هر چند سال یکبار از شهری به شهری دیگر می‌رفت. در هنرستان پسران ، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ، دانشکدهٔ مانتیسلو ایالت ایلینویز آمریکا و دانشگاه آزاد درس داد. هانیبال الخاص چهار کتاب در زمینهٔ آموزش هنر تالیف کرد و برای ده‌ها کتاب طرح روی جلد کشید. او عضو دوره‌های مختلف دوسالانه نقاشی معاصر ایران در دهه ۳۰ و ۴۰ بود و مدت دو سال گالری گیل گمش را که از اولین گالری‌های معاصر ایران بود، اداره کرد. در دهه پنجاه نیز چهار سال در روزنامه کیهان نقدی هنری نوشت. بعد از انقلاب به عضویت شورای هنرمندان و نویسندگان ایران درآمد و در سال ۱۳۵۸ عضو هیئت اجرائی آن شد. او به همراه عده‌ای از هنرمندانی که به حزب توده گرایش داشتند، دیوارهای سفارت آمریکا را با طرح‌ها و نگاره‌های ضدامپریالیستی نقاشی کرد. سوای هنر نقاشی که دلمشغولی اصلی اش بود، او به شعر هم عشق می‌ورزید.

هانيبال الخاص آغازگر طراحي فيگوراتيو در نقاشي نوگرا ايران به دليل حاد شدن بيماري‌هايش 23 شهريور 1389 در آمريکا درگذشت.


هانیبال الخاص در گفتگو با مهر:

گفتگو:سحرآزاد

آرزو دارم مانند سه سالگی‌ام نقاشی کنم / دیوارهای ما نباید خالی باشد
هانیبال الخاص با بیان اینکه دوران زیادی طول کشیده تا آثارش مورد پسند خریداران قرار بگیرد اعتقاد دارد همانطور که ما ایرانیها عادت داریم زمین خانه‌هایمان را با فرش تزئین کنیم باید برای زیبایی دیوارهایمان هم از آثار هنری استفاده کنیم.

هانیبال الخاص علاوه‌بر نقاشی، شعر هم می‌گوید در سال 1309 در کرمانشاه متولد شد و اکنون در آمریکا زندگی می‌کند. همانطور که خودش می‌گوید، در قافیه درست کردن کم نمی‌آورد و حرف‌هایش را با طنز و خنده می‌زند. مانند نقاشی‌هایش ساده سخن می‌گوید و با همین سادگی از مهمانانش پذیرایی می‌کند. گفتگوی زیر به مناسبت تجلیلی است که قرار است برای وی به مدت دو هفته در خانه هنرمندان برگزار شود:

*خبرگزاری مهر- گروه فرهنگ و هنر:حال و هوای این روزهایتان چگونه است؟ چه کارهایی می‌کنید؟

ـ هانیبال الخاص: می‌خواهم به کارهای ناتمام خود برسم. دلم می‌خواهد مجموعه پرتره شاعران ایران را که شروع کرده‌ام، به پایان برسانم. خیلی از شاعران خودشان مدل من شده‌اند. کشیدن پرتره‌ها از ملک‌الشعرای بهار شروع شد، بعد با ایرج میرزا، شاملو، فرخزاد و البته قبل از آنها نیما ادامه پیدا کرد.

خیلی از شاعران خودشان مدل من شدند. کشیدن پرتره‌ را از ملک‌الشعرای بهار شروع شد، بعد با ایرج میرزا، شاملو، فرخزاد و البته قبل از آنها نیما ادامه پیدا کرد.

*به نیما علاقه دارید؟

ـ من قبلا نیما را نخوانده بودم بعد از سفر اولم از آمریکا که برای تدریس به هنرستان پسران آمده بودم، شروع کردم به خواندن نیما. شعرهای نیما احوالم را عوض کرد تاآنجاکه در تمام کلاس‌های طراحی‌ام به بچه‌ها می‌گفتم شعرهای نیما را بخوانند.

*چه ویژگی داشت که اینقدر شما را تحت تاثیر قرار داد؟

ـ چون اولین کسی بود که مدرنیزم را در هنر فهمیده بود. مدرنیزیمی که نیما در شعر آورده بود، خیلی درست بود. پس از او بود که فهمیدیم شعر حتما نباید قافیه داشته باشد. نیما در شعرهایش موضوع‌هایی را گفت که کسان دیگر نمی‌گفتند. من حتی نیما را بزرگ‌ترین شاعر جهان می‌دانم. او تاثیر زیادی روی شاملو، اخوان و..داشته است. شعرهای او بی‌نظیر است.

*هنوز هم شعرهای او را می‌خوانید؟

ـ بله.

*برگردیم سرکلاس‌هایتان در هنرستان پسران.

ـ هر وقت به هنرستان پسران می‌رفتم از بچه‌ها می‌پرسیدم نیما را می‌شناسید و می‌گفتند نه. در آن زمان خیلی از کسانی که به هنرستان پسران می‌آمدند آنهایی بودند که  معمولا دو بار در کلاس نهم رد شده بودند و اگر در سال سوم رد می‌شدند باید به سربازی می‌رفتند. چون شنیده بودند جایی به نام هنرستان پسران وجود دارد و برای اینکه به سربازی نروند به آنجا می‌آمدند. حتی گاهی نمی‌دانستند نقاشی چیست. من معلم سال اولی‌های هنرستان بودم. یک روزی به من گفتند یکی از کسانی که به آنها مشت زده‌ای وسواس و بیماری روانی دارد.

*مگر شاگردهایتان را می‌ زدید؟

ـ  من خیلی یواش و به یکی از بچه‌ها مشت زده بودم . به او گفته بودم تندتر طراحی کند. یکی دیگر از شاگردانم "بهمن بروجنی" بود. او من را بیرون کلاس صدا کرد و گفت که این شاگرد، کمی مشکل روانی دارد و با او شوخی نکنید. منهم قبول کردم. بعد دوباره به سرکلاس رفتم و منتظرشدم  تا دوباره اشتباهی کند و پس از آن یک مشت دیگر به شوخی زدم (خنده) تا یاد بگیرد تمرین کند یعنی یاد بگیرد مرتب کار کند و کاری نداشته باشند که درست می‌کشد یا نه فقط بکشد.

*حال و هوای آن روزهای هنرستان‌ها چطور بود؟ از اوضاع هنرستان‌های الان خبر دارید؟

نه. فقط می‌دانم خیلی عوض شده است. وقتی من در هنرستان تدریس می‌کردم همه نگارگران خوب آنجا بودند مثل مقیمی که یک فرد بسیار ساده بود.

*روش شما در تدریس چه بود؟

ـ همیشه به شاگردانم می‌گفتم فرمولی از اسکلت را بکشند. پاها را که حالت پرانتزی داشتند، باید می کشیدند و اینها نکاتی بود که وقتی طراحی می‌کردند، فکر می‌کردم دقت کرده‌اند و دارند یاد می‌گیرند. وقتی به بهمن بروجنی و نسل او درس می‌دادم، فهمیدم چیزهای زیادی راجع به طراحی نمی‌دانند. وقتی بهمن برای اوقات فراغت به شهر خودش ـ بروجن ـ رفت، کلی تمرین کرده بود چون اصولا من کمیت را به کیفیت ترجیح می‌دادم. بعد از سه ماه با یک گونی وارد خانه‌ام شد. وقتی گونی را باز کرد کارهای بسیار کوچک از دهقانان، همسایه‌هایش تا کارهای بزرگ در آن بود. من مجبور شدم به او بگویم کارها را تقسیم کند. بعد آنها را کنار هم چسباندم که یک تابلوی بزرگ درست کردیم. بروجنی یکی از شاگردانی بود که خیلی خوب به شیوه من جواب داد. در آن موقع در یک انجمن تدریس می‌کردم و گاهی کارهای شاگردانم را نمایش می‌دادم و به مردم می‌گفتم این آثار را بخرید. آنها هم می‌خریدند و پول‌ها را نقدا به شاگردان می‌دادم.

 

*یکی  از  فعالیت‌های شما نوشتن نقدهای هنری در روزنامه‌ها نیز بود.

ـ در روزنامه کیهان در مورد نمایشگاه‌های هنری و سبک‌های مختلف، مطلب نوشتم که هنوز برخی، این نوشته‌ها را نگه داشته‌اند. یکی از تابستان‌هایی که هنرستان تعطیل بود و منهم نقد نمی‌نوشتم تصمیم گرفتم کارنامه‌ای برای هنرمندان مختلف درست کنم و به آنها از نظر طراحی، رنگ، میزان فروش و.نمره بدهم. یادم است خانم ایران درودی از ظنر میزان فروش کارهایش 20 گرفت و نمره بقیه کارهایش را صفر دادم.

*واکنش خود نقاشانی که شما به آنها نمره می‌دادید، چه بود؟

ـ خیلی‌ها عصبانی شده بودند به خصوص خانم درودی هیچوقت با من آشتی نکرد. اوایل فکر می‌کردم خیلی نقاشی بلد نیست چون رنگ‌ها را با هم قاطی می‌کرد و از میان آنها یک اثر می‌ساخت ولی بعدها فهمیدم زن بسیار فهمیده و باسوادی است که عمقی دارد.

مردم باید بفهمند به غیر از زمین، دیوار هم داریم و وقتی نقش‌های زیبای قالی روی زمین وجود دارد  چرا دیوارهای ما خالی است؟

*یکی از نکاتی که من قبلا شنیده بودم و خود شما هم اشاره کردید، تمرکز بر طراحی بود و اینکه گفتید وقتی وارد هنرستان شدید، متوجه شدید بچه‌ها طراحی‌های خوبی ندارند. فکر می‌کنید با وجود اینکه طراحی به نوعی پایه هنرهای تجسمی است، چرا در این زمینه ضعیف عمل شده است؟

ـ چون طراحی را با ذغال کارکردن یا صرفا از روی یک مجسمه کشیدن می‌دانستند. من به آنها یاد دادم اینها طراحی نیست و با این کار چیزی یاد نمی‌گیرند. گفتم کارها را تند و بلافاصله بکشند. یکی از موارد دیگر، این بود که بیشتر آنها در کشیدن دست مشکل داشتند و نمی‌توانستند درست دست بکشند. نقاشی را دیدم که تابلوی زنی را کشیده بود ولی به جای دستان زن، گل گذاشته بود. برای همین من به شاگردانم تاکید می‌کردم زیاد از دست طراحی کنند.

*چرا؟

ـ چون اگر می‌توانستند درست دست بکشند، همه چیز را می‌توانستند موضوع‌های دیگر را به راحتی طراحی کنند. اگر کسی دست را درحال گرفتن، نازکردن، مشت کردن و.. بکشد، کار سختی است. باید تمرین زیادی انجام دهی و حالت‌های مختلف را نشان بدهی. دست، حرف می‌زند و خیلی از پیام‌ها را منتقل می‌کند. برای همین باید یاد بگیرید دست را درست بکشید. یک راه هم بیشتر برای یادگرفتن آن نیست. باید 100 طراحی از یک دست کامل روی کاغذ A4 بکشید و بعد صدها طرح از حالت‌های دیگر بکشید. در مورد شاگردانم می‌دیدم به فاصله اینکه دست‌های خوبی می‌کشیدند طراح خوبی می‌شدند.

*خود شما چطور به این نکته پی بردید که کشیدن دست سخت است؟

ـ همان اوایل که طراحی می‌کردم، می‌دیدم دست‌هایی که می‌کشم شبیه کارهای دیگرم نیست و ضعیف‌تر است. خودم آنقدر طراحی کردم تا بتوانم دست‌های خوبی بکشم.

*در آن زمان چند سالتان بود؟

ـ آن موقع دانشجو بودم و در دانشگاه شیکاگو درس می‌خواندم. معلم‌های خوبی در زمیه طراحی داشتیم که یکی از آنها به ما یاد داد دست خیلی سخت است و منهم حس کردم بلد نیستم درست، دست بکشم. برای همین شروع به تمرین کردم. البته شاید دست برای ما ایرانی‌ها خیلی مهم‌تر باشد چون ما با دست حرف می‌زنیم و خیلی از توضیحات ذهنی خود را با دست نشان می‌دهیم مثلا خیلی از مواقع می‌گوییم "خاک برسرم". منهم سعی کردم این نکته را به شاگردانم یاد بدهم. آخر سر به این مطلب رسیدم که شاگردانم باید 3 هزار دست طراحی کنند. من طرح‌های آنها را می‌دیدم و اگر خوب بود به آنها امضا می‌دادم که طراح دست خوبی شده‌اند.

 

*یعنی شاگردانتان باید 3 هزار دست طراحی می‌کردند؟

ـ بله و شاگردانم این کار را می‌کردند.

*وقتی با هنرجویان جوان صحبت می‌کنیم در مورد هنر مدرن و معاصر مطالبی خوانده‌اند اما اطلاعاتی در مورد تاریخچه هنرهای سنتی و گذشته خودمان ندارند. درحالیکه نسل شما علاوه‌بر اینکه به هنر زمان خودش آشنا بود و با آن کار می‌کرد با هنرهای خودمان مانند نگارگری که به آن اشاره کردید، بیگانه نبود. چرا؟

ـ من همیشه می‌گویم قبل از اینکه بخواهیم رنگ‌ها را روی بوم بپاشیم باید سواد کافی داشته باشیم مثلا خیلی‌ها فکر می‌کنند چشم‌ها در بالای سر قرار دارد درحالیکه وسط چانه و میان سر هستند. من اینها را به شاگردانم یاد می‌دادم و می‌گفتم وقتی نمی‌توانید خودتان یا مادرتان را بکشید چگونه نقاشی هستید. به صرف نقاشی آبستره کشیدن، نمی‌توان گفت نقاش هستید. یادم است برای نوشتن مقاله‌ای برای روزنامه کیهان به نمایشگاهی رفتم که "ه" را با رنگ‌های مختلف نوشته بود. وقتی با این نقاش صحبت می‌کردم به من گفت: نمی‌دانم مردم ما چرا اینقدر بی‌شعور هستند؟ پرسیدم چرا؟ او گفت: برای اینکه این "ه" فریاد و هوارهای من است به مردم تا  بیایند و نقاشی‌های من را ببینید. بعد من گفتم: با یک "ه" این دعوت، کافی نیست. یک تابلو بکش و تمام حروف فارسی را بنویس تا هرچه را می‌خواهی بتوانی بگویی." (خنده). این حرف من خیلی به آن نقاش برخورد. شرایط اینگونه بود. نمی‌دانستند نقاش شدن با زحمت و عشق بوجود می‌آید.

*یعنی شما اعتقاد دارید یک نقاش ایرانی باید بنیان‌های نقاشی و هنرهای گذشته خود را بشناسد بعد به سبک‌های نوین بپردازد؟

ـ بله. من معتقد هستم جوانان ما باید یاد بگیرند طراح خوبی بشوند. طراحی‌های "گویا" من را دیوانه می‌کند. کسی را نمی‌شناسم که در حد او باشد. کاریکاتورهایی کشیده است که تماما شکوه‌های انسان‌های دیوانه و بهم خورده را نشان می‌دهد. "گویا" می‌دانست امپرسیونیست یا اکسپرسیونیست چیست. در کارهایش نمونه‌های زیادی سورئال وجود دارد. پر کار بود تاآنجا که می‌توانم بگویم غلط می‌کنم ادعا کنم یک روز به اندازه او کار کرده‌ام. او استاد بسیار بزرگی است. مثل حافظ ما است و کسی نمی‌تواند جانشین او شود. اول باید خود را خوب شناخت و فهمید انسانیت یعنی چه.

میانگین عمر افراد خانواده‌ام 65 سال بوده و من فعلا 15 سال بیشتر عمر کرده‌ام.خوب این خیلی خوب است.

*در مورد خاطرات هنرستان‌ صحبت کردید. چه خاطراتی از دوران تدریس در دانشگاه دارید؟

ـ وقتی وارد دانشگاه شدم، دانشجویان کلی از روش تدریسم شوکه شدند چون به شاگردانی که خوب کار نمی‌‌کردند محکم مشت می‌زدم بعد می گفتم خوب کاری کردم که مشت زدم. گاهی اوقات هم می‌گفتم "خاک بر سرت، تو بدترین طرح را کشیده‌ای، نگاه کن ببین چرا بد است." (خنده)

*80 ساله شدن حسی دارد؟

ـ معجزه‌ای است چون تعداد بیماری‌های من بسیار زیاد است ولی تا این سن رسیده‌ام. تا به حال سه بار قبلم را جراحی کرده‌ام. در کودکی مالاریا گرفتم. کلا از کودکی خیلی آدم سالمی نبودم. میانگین عمر افراد خانواده‌ام 65 سال بوده و من فعلا 15 سال بیشتر عمر کرده‌ام.خوب این خیلی خوب است.

*نقاشی‌های شما معمولا روایت دارند و به نوعی سهل‌الممتنع هستند. تعریف شما از نقاشی چیست؟

ـ من علاوه‌بر نقاشی شش سال هم در یک کارخانه کار می‌کردم.

*چه کاری می‌کردید؟

ـ اوایل فقط جارو می‌کردم.

*چه زمانی بود؟

ـ وقتی که در موسسه هنر شیکاگو درس می‌خواندم در این کارخانه کار می‌کردم. در آنجا به نکته‌ای پی بردم که بعضی اوقات می‌گویم آمریکا چقدر عقب افتاده است. در مقابل محل کار ما، کارخانه دیگری نیز وجود داشت که محل کشتار کارگرانی بود  که  روز جهانی کارگر بابت قتل آنها انتخاب شد. این نشان می‌دهد آمریکا چقدر رمز را در خودش نگه می‌دارد.

*در آن زمان طراحی هم می‌کردید؟

ـ بله. زمانی بود که به خودم گفتم وقتی می‌توانم هشت ساعت در کارخانه کار کنم پس می‌توانم طراحی هم انجام دهم. برای همین روزی 13 ساعت کار می کردم که 8 ساعت آن کار در کارخانه بود و پنج ساعت هم طراحی.

*چرا در نقاشی‌هایتان بیشتر انسان کشیده اید؟

ـ اگر بتوانید انسان را خوب بکشید، همه چیز را خوب می کشید و بعد از آن، کشیدن منظره برایتان آسان می‌شود. من طبیعت بیجان هم کشیده‌ام. پس از آن دوست داشتم مانند مینیاتور نقاشی بکشم و این چیزی بود که به آن رسیدم یعنی راوی باشم.

*این راوی شدن از علاقه شما به شعر هم نشات می‌گیرد؟

ـ پدر و عموهایم از معروف‌ترین شاعرهای معاصر آشوری بودند. آنها خیلی شعر نمی‌گفتند اما شعرهای خیلی قشنگی داشتند. می‌توانم بگویم من 10 برابر آنها شعر، غزل، دو بیتی و روی (یک قالب آشوری) سروده‌ام.

*شما اهل شعر و نقاشی هستید. چه شد میان این دو، نقاشی را انتخاب کردید؟

ـ نقاشی کار روزانه من است مثل همان کاری که در کارخانه انجام می‌‌‌دادم. وقتی نقاشی می‌کنم برای تفریح و استراحت هم شعر می‌گویم. من عاشق قافیه هستم و در گفتن آن خیلی قوی‌ام. امکان ندارد قافیه ای پیدا نکنم. در ضمن دوست دارم شعرهای کودکان بنویسم چون خیلی از نویسندگان ما خیلی کم برای بچه ها شعر نوشته اند. من زیاد نوشته ام.

 

*در مورد نقاشی‌هایتان هم دوست دارید به فضای کودکانه نزدیک باشد؟

ـ بله. خواستم به نقاشی دوران کودکی‌ام برگردم. دوست دارم طرح‌هایم مانند دوران سه سالگی‌ام باشد. برخی اوقات فکر می‌کنم نقاشی‌هایم تا دوران 4 سالگی‌‌ام رسیده است ولی تعداد انها خیلی کم است چون این کار، سخت است. آدم باید از تمام دانش و عیب‌هایی که دارد تهی شود تا بتواند مانند بچه‌ها نقاشی کند یا شعر بگوید.

*شنیده‌ام که تلاش زیادی انجام می‌دادید کارهای شاگردانتان را بفروشید. اما تا سال‌ها کارهای خودتان را نمی فروختید. چرا؟

ـ کارهای من برای مشتری‌ها جذاب نیست.

*این اواخر که فروش کارهای شما خیلی خوب است.

ـ خیلی طول کشید تا کارهایم فروخته شدند. هیچوقت طراحی‌های من را نمی‌دیدید چون در آن زمان نقاشان یاد گرفته بودند مثل رامبرانت طراحی کنند. من طراحی‌هایم را به شاگردانم نشان نمی‌دادم چون احتمالا می‌گفتند وقتی خودش بلد نیست طراحی کند، چطوری به ما درس می دهد؟

*بعدا نگاهشان عوض شد؟

ـ بله. من دنبال مد نبودم. آنچه را که دوست داشتم، می‌کشیدم.

*پس اینطور نبود که کارهایتان فروش نداشته باشد بلکه درک نشده بود؟

ـ بله. اگر می‌خریدند که خیلی بهتر بود.

 برخی از نگارخانه‌ها و یکی دو تا از شاگردانم که کارهایم را می‌فروختند، پول فروش تابلوهایم را ندادند.

*و این اواخر فروش آثارتان بهتر شد؟

ـ بله ولی متاسفانه پول فروش آثارم به خودم نرسید.

*خریدارهای آثار پول‌هایتان را نداده‌اند؟

ـ برخی از نگارخانه‌ها و یکی دو تا از شاگردانم که کارهایم را می‌فروختند، پول فروش تابلوهایم را به خودم ندادند. یکی از شاگردانم که وقتی در آمریکا بودم به من تلفن می‌زد و می‌گفت که کارهای بیشتری بفرستم. او حتی  نگفت که یکبار در یکی از نمایشگاه‌های نقاشی، پرفروش‌ترین نقاش بوده‌ام. اینها گله‌های زندگی من است که مقصرش هم خودم هستم.

*این روزها صحبت از این می‌شود که مردم باید خریداران آثار هنری باشند. برای اینکه این آثار وارد خانه‌های مردم شود، چه کارهایی باید صورت بگیرد؟

ـ مردم باید بفهمند به غیر از زمین، دیوار هم داریم و وقتی نقش‌های زیبای قالی روی زمین وجود دارد  چرا دیوارهای ما خالی است. زمانی گفتم هرکسی برایم گلیم بیاورد، من به او نقاشی هدیه می‌دهم و حدود 20 نفر این کار را انجام دادند.

*الان در آمریکا چه کار می کنید؟

ـ بازنشسته هستم و یک اتاق دارم که حداقل 14 ساعت در آن نقاشی می‌کشم.

*چرا با وجود اینهمه شاگرد در ایران نماندید؟

ـ به خاطر خدمات پزشکی و امکاناتی که بدست آوردن آنها در اینجا برایم سخت است. آن زمان که اینجا بودم بیمه شدن خیلی سخت بود اما الان شنیده‌ام راحت‌تر شده است.

*از اینکه شاگردانتان قرار است برایتان بزرگداشت بگیرند، چه حسی دارید؟

ـ حس خیلی خوبی است چون می‌بیینم چقدر بامحبت و قدردان هستند. گاهی برایم نامه می‌نویسند و می‌گویند چه کار می‌کنند.


پایان گفتگو با مهر

هنر خوراک روان و هنرمند آفریننده آن است . بارگاه هنر با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست . این سخن ارد بزرگ گویای شان و مقام هنر و هنرمند است اما هانیبال الخاص دلی پر درد داشت و در مراسم بزرگداشت خود می گوید : اگر من در اروپا 60 سال يک نانواي موفق بودم ، احتمالا براي بزرگداشت من دکاني با تنوري زيبا براي پخت نان مي دادند ، اما تاکنون مسوولان هنري کشور، درخصوص تاسيس موزه اي براي نگهداري آثار من هيچ اقدامي نکرده اند. گفتني است مراسم بزرگداشت 60 سال فعاليت هنري هانيبال الخاص در خانه هنرمندان ايران خرداد ماه 1389 برگزار شد . در آن مراسم متاسفانه هیچ یک از مسوولان هنري و ميراث فرهنگي کشور حضور نداشتند که موجب رنجش و آزردگی استاد شد .


روحش شاد



زندگینامه و بیوگرافی مشاهیر و چهره های ماندگار
فردوسي ( خردمند و سراینده بزرگ تاریخ ایران و جهان )
نادر شاه افشار ( فرمانروای ایران )
عمر خیام ( خردمند ، ریاضیدان و شاعر ایرانی )
سعدی شیرازی ( خردمند و سراینده ایرانی )
كورش بزرگ ( فرمانروای ایران )
داريوش بزرگ ( فرمانروای ایران )
پور سینا ( ابو علی سینا ) ( پزشک و فيلسوف ایرانی )
رودکی ( سراینده ایرانی )
حافظ شیرازی، شمس الدین محمد ( سراینده ایرانی )
ناصرخسرو قباديانى ( سراینده ایرانی )
محمدبن زکریای رازی ( دانشمند و پدر علم شیمی )
ابوريحان محمد بن احمد بيرونى ( دانشمند ایرانی )
پاپك(بابك) خرمدين ( جنگاور شجاع ایرانی )
سورنا سردار بزرگ ايراني ( افسر شجاع ایرانی )
محمد مصدق ( سیاستمدار ایرانی )
ارد بزرگ ( متفکر و اندیشمند ایرانی )
ستارخان ( جنگاور شجاع ایرانی )
میرزا تقی خان امیر کبیر ( سیاستمدار ایرانی )
عباس میرزا ( فرمانده سپاه ایران )
حسن صباح
نیما یوشیج ( سراینده )
خواجه‌نظام الملک طوسی ( سیاستمدار ایرانی )
کمبوجیه (جهانگشای ایرانی)
سهراب سپهری ( سراینده )
شهاب الدين سهروردي
دیاکو ( نخستین فرمانروای ایران )
برنارد شاو
ابومسلم خراسانی ( جنگاور شجاع ایرانی )
کمال الملک ( محمد غفاری ) ( نقاش )
خواجه نصیر الدین طوسی ( دانشمند و سیاستمدار ایرانی )
آلبرت انیشتین ( فیزیکدان )
رضا مافي ( نقاش )
ابوالفتح عبدالرحمان منصور خازني
محمود حسابي ( فیزیکدان )
بلز باسکال ( ریاضیدان، فیزیکدان و فیلسوف فرانسوی )
هوشنگ مرادی کرمانی ( نویسنده )
ابوالحسن خان صدیقی ( پیکره تراش )
ارنست رادرفورد
زرتشت ( سراینده )
سیمین بهبهانی ( سراینده )
محمد نوری ( استاد آواز )
آنتوان لوران لاووازیه ( دانشمند فرانسوی )
ابوسعید فضل الله ابوالخیر ( عارف و سراینده )
لویی پاستور ( شیمیدان و زیست شناس فرانسوی )
ابراهيم پورداود ( ایرانشناس ، مترجم اوستا )
نصرالله خادم ( دانشمند و زمین شناس )
علی اکبر دهخدا ( ادیب )
پروین اعتصامی ( سراینده )
استاد شهریار (محمد حسین بهجت تبریزی) ( سراینده )
اسحاق نیوتن ( فیزیکدان انگليسي )
ابن نفیس
شارل. فردريك گائوس
فلورتین اسمارانداچ
محمد معين ( ادیب و پژوهشگر )
مجید سمیعی ( پزشک )
هاشم رفيعي تبار
لطفي زاده
احمد رسول‌زاده
پرویز یاحقی
محمد علی اسلامی ندوشن
احمد کسروی ( ادیب و پژوهشگر )
آندره ماری آمپر
محسن کاوه راد (دانشمند)
آلفرد نوبل
عبدالله جاسبی
اسپینوزا
دقیقی ( سراینده )
لودويگ ويتگنشتاين
هنری برگسون
حمید نطقی
پائولو كوئليو ( نویسنده )
غلامحسین یوسفی ( ادیب و پژوهشگر )
خسرو گلسرخی (شاعر و مبارز)
محمدرضا صياد
شمس کسمايی
نادر ابراهیمی
هوشنگ گلشیری (نویسنده)
محمدرضا شفيعی کدکنی ( سراینده )
ملاصدرا يا صدرالمتألهين
ويل دورانت ( مورخ )
صائب تبریزی
میخائیل گورباچف ( سیاستمدار )
محمد حسن گنجي ( دانشمند جغرافيا و هواشناسي )
مهدی اخوان ثالث(م.امید) ( سراینده )
ابن‌خلدون
بيدل ( سراینده )
ایمانوئل کانت
فرزانه شیدا ( سراینده )
محمدعلی بهمنی ( سراینده )
محمد فریدالدین عطار نیشابوری ( سراینده )
رشيدالدين ميبدی
ابوالمجدود مجدودبن آدم سنايی
بزرگ علوی ( نویسنده )
خواجه عبدالله انصاری
بيهقي (مورخ )
بابا طاهر ( سراینده )
یوهان کپلر (ستاره شناس آلمانی )
جلال الدین محمد بن محمد بن محمود الحافظ البخاری
مولانا جلال الدين محمد بلخي - مولوی ( سراینده )
ابوالقاسم حسن عنصری بلخی
شاه نعمت الله ولی
محمد بهمن‌بیگی
شیخ بهاء الدین
چارلی چاپلین ( هنرپیشه )
شمس تبريزی
ابونصر فارابی
محمود شبستری
ايرج ميرزا ( سراینده )
مسعود سعد سلمان
احمد بن عمر بن علي النظامي العروضي السمرقندي
ابوالمعالي نصرالله بن محمد بن عبدالحميد منشي
امير خواند محمد بن امير برهان الدين خاوند شاه
رابرت هوك
مرتضی ممیز ( گرافیست و طراح )
نیلز هنریک دیوید بوهر
ژول ورن
غلامحسين ساعدی
علی شيرازپور پرتو
علي‌اكبر جلالي ( کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات )
کامران دیبا
چارلز جنکز
نیکلاس گریمشاو
رنتسو پیانو
سانتیاگو کالاتراوا
نادر اردلان
لوئی کان
مجيد درخشانی
آنه ماري شيمل
نيكولاس كوپرنيك
سالوادور دالي (نقاش اسپانیایی )
افسانه صفوی
آلساندور جوزپه آنتونیو آنستازیو ولتا
احمد پارسا
دیمیتری اوانوویچ مندلیف
ژاندارك
يوهانس يرداوکر
جمشید مشایخی (هنرپیشه)
جورج جان تامسون
رابرت نوزیک
ويلارد ون اورمن كواين
ابراهیم چهرازی
صوفیِِ رازی
ولفگانگ آمادئوس موتسارت
کاظم معتمدنژاد
ریچارد مروین هر
ماری کوری ( فیزیکدان و شیمیدان لهستانی )
قيصر امين پور ( سراینده )
ساموئل بکت
محمد قاضي
مجتبی مینوی
محمدامین ریاحی
رضا اميد بيگي
منوچهر مرتضوی
آمنه وهاب زاده (شیرزن رزمنده کشورمان)
محسن هشترودي
محمد خشنودي
رابرت هاچينگز گدارد
احمد بهمنيار
شکوهه عمرانی ( سراینده )
فئودور ميخاييلوويچ داستايوسکي
آیزیا برلین
استيفن هاوكينگ
فضل الله آق اولی (افسر شجاع ایران زمین)
هانیبال الخاص (نقاش)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 4:34  توسط   | 

تالاب پريشان به كانون گرد و غبار تبديل مي‌شود


تالاب پريشان در 4 سال گذشته 90 درصد حياتش را به دليل كاهش حجم آب و تخريب اكوسيستم از دست داد و اكنون بستر خشكش محل عبور و مرور خودروها و كانوني براي توليد گرد و غبار در غرب ايران شده است.

به گزارش مهر، تالاب پريشان در نزديكي شهر كازرون كه به گفته مدير كل جديد محيط زيست استان فارس 90 درصد اعتبار زيستي خود را به دليل تغييرات اقليمي و خشكسالي از دست داده، همچنان از برداشت بي رويه آب از سفره‌هاي تامين كننده رنج مي‌برد و حريم مرز بندي نشده اش از دستبرد كشاورزان و زمين خواران در امان نيست.

حسينعلي ابراهيمي كارنامي در همين حال از انجام مراحل تعيين مرز تالاب پريشان براي پروژه حفاظت از تالاب‌هاي ايران خبر داد، ولي يك فعال محيط زيست و عضو سازمان‌هاي غيردولتي محيط زيست در كازرون معتقد است: هيچ مرزي براي تالاب تعيين نشده و هر روز از حريم تالاب به نفع متجاوزان زمين خوار كاسته مي‌شود.

محسن عباسپور افزود: بي توجهي به ساخت پژوهشگاه تالاب پريشان و سرنوشت نامعلوم يك ميليارد تومان اعتبار ساخت اين پژوهشگاه، نشان دهنده بي توجهي به سرنوشت درياچه پريشان در ساختار مديريتي محيط زيست استان و كشور است.

وي عبور و مرور خودرو‌ها در بستر خشك تالاب پريشان را نشانه‌اي از بي توجهي بيش از پيش به تالاب دانست و گفت: بسياري از روستاييان به دليل نبود مديريت و ممانعت‌هاي جدي، براي رفتن به اطراف درياچه از راه ميانبر خشكيده عمق تالاب استفاده مي‌كنند كه مي‌تواند زمينه برخاستن خاك و ريزگردها و پراكنش آن به مناطق اطراف را فراهم كند.

پراكندگي پودرهاي نمكين

مديركل محيط زيست فارس نيز با اشاره به شدت خشكي درياچه پريشان گفت: اين احتمال وجود دارد كه درياچه پريشان به كانون گرد و غبار در منطقه تبديل شود و پودرهاي نمكين بزودي از بستر خشك اين تالاب به محيط پيرامون پراكنده شود. ابراهيمي تاكيد كرد: اين وضعيت مي‌تواند ادامه كار در زمين‌هاي كشاورزي اطراف را متوقف و حتي سفره‌هاي آب زير زميني را متاثر كند كه با اين وضعيت، پوشش گياهي منطقه را بايد ويران شده تلقي كرد؛ چرا كه تداوم اين وضعيت مي‌تواند حتي خسارت‌هايي مانند سيلاب‌هاي ويرانگر به بار بياورد. اين مقام مسوول در محيط زيست استان فارس درباره بي‌تفاوتي نسبت به تداوم احداث چاه‌هاي غيرمجاز گفت: متولي اين امر اداره آب منطقه‌اي است و رياست كميته استاني آب و وضعيت چاه‌ها نيز به عهده استاندار است. طي هماهنگي‌هاي انجام شده با آنها وارد مذاكره شده‌ايم تا علاوه بر بستن چاه‌هاي غيرمجاز، فعاليت چاه‌هاي مجاز را نيز قانونمند كنيم.

وي تاكيد كرد: احياي تالاب پريشان را با توجه به وجود تنها يك چشمه فعال از تعداد چشمه‌هاي تامين كننده آب درياچه با ساختن آبگير كوچكي براي مديريت بهتر آب اين چشمه آغاز كرده‌ايم كه عملياتي مقدماتي محسوب مي‌شود و در صورتي كه بتوان آن را بخوبي مديريت كرد، در كميته استاني مطرح و بسرعت پيگيري مي‌شود تا با همكاري امور آب منطقه‌اي، نجات تالاب پريشان عملي شود.

مديركل محيط زيست فارس با تاكيد بر اين‌كه تعيين حريم تالاب پريشان در حال انجام است و نقشه‌برداري كامل در اين زمينه صورت گرفته است، گفت: حدود و مرزهاي تالاب از همه طرف پايه كوبي شده و مطالعه در درياچه با مشاوره‌هاي مشاور بين‌المللي طرح حفاظت از تالاب‌هاي ايران در حال انجام است و اميدواريم متجاوزان به حريم تالاب را عقب بنشانيم.

طرح محافظت از تالاب‌ها موفق نبود

از ديگر سو عباسپور فعال محيط‌زيست معتقد است: درياچه پريشان نياز به مراقبت بيشتر براي جلوگيري از تبعات زيست محيطي خشكي درياچه دارد و اين در حالي است كه طرح حفاظت از تالاب‌ها بسيار منفعلانه عمل كرده و هنوز نتوانسته است طرح معيشت جايگزين براي مديريت هر چه بهتر جوامع محلي جهت جلوگيري از تخريب درياچه را اجرايي كند. وي افزود: عبور و مرور ماشين‌ها از بستر تالاب پريشان، بافت كف درياچه را تغيير داده و بزودي با هيولاي «غبار پريشان» مواجه خواهيم بود كه تبعات بي‌شماري براي منطقه و حتي كشور دارد. با اين حال بايد ضعف در مديريت تالاب پريشان را هر چه سريع‌تر جبران كرد و از ادامه تبعات محيط زيستي در منطقه كاست.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 4:32  توسط   | 

چرا خرس‌هاي غارنشين منقرض شدند؟


انقراض‌ خرس‌هاي بزرگ غارنشين از 24 هزار سال قبل در اروپا آغاز شد، اما تاكنون علت اين انقراض مشخص نشده است. بتازگي تيمي بين‌المللي از محققان به بررسي DNA ميتوكندري به دست آمده از 17 نمونه فسيل و تطابق آن با DNA خرس قهوه‌اي امروزي پرداخته‌اند.

بررسي‌ها نشان مي‌دهد كاهش خرس‌هاي غارنشين از 50 هزار سال قبل آغاز شده و علت آن بيشتر به گسترش جوامع انساني مربوط است تا به تغييرات آب و هوايي.

كاهش جمعيت اين خرس‌ها 50 هزار سال پيش و بسيار قبل از آنچه فكر مي‌شد اتفاق افتاد. در اين زمان هيچ تغيير آب و هوايي خاصي وجود نداشته، اما با آغاز دوره گسترش جوامع انساني تطابق دارد.

تاريخ‌گذاري فسيل‌هاي باقيمانده به وسيله راديوكربن نشان مي‌دهد كه افزايش جمعيت خرس‌هاي غارنشين در اروپاي مركزي حدود 35 هزار سال قبل متوقف شده است. شايد گسترش جوامع انساني و رقابت بر سر زمين و سرپناه بين انسان‌ها و خرس‌ها عامل اين كاهش باشد.نمونه‌هاي به دست آمده از اين فسيل با نمونه‌هاي موجود در خرس قهوه‌اي امروزي مقايسه شد تا معلوم شود چرا يك گونه منقرض شده و گونه‌اي ديگر تا به امروز به حيات خود ادامه مي‌دهد.

در اين آزمايش 59 نمونه DNA خرس‌هاي غارنشين مربوط به 60 هزار سال تا 24 هزار سال قبل و 40 نمونه DNA خرس‌هاي قهوه‌اي مربوط به 80 هزار سال قبل تاكنون مورد بررسي قرار گرفت. فقر اكوسيستم در آخرين دوره يخبندان هم تير خلاصي بر حيات اين‌گونه جانوري بوده است كه پيش از آن در سرازيري سقوط قرار داشته‌اند.

خرس‌هاي قهوه‌اي دچار اين سرنوشت نشده و تا به امروز به حيات خود ادامه‌ داده‌اند، دليل آن نيز بسيار روشن است، چون كه اين خرس‌ها وابستگي شديدي به سكونت در غارها نداشته‌اند و به دليل الگوي زندگي متفاوت امروز آنها را در طبيعت مشاهده مي‌كنيم. خرس‌هاي قهوه‌اي براي خواب زمستاني نياز به جايگاه‌هاي مخصوص و معيني همچون غارها نداشته‌اند، چراكه فسيل‌هاي زيادي از آنها در غارهاي متروك يافت نشده است.

انقراض قطعي خرس‌هاي غارنشين با آخرين دوره‌ سرمايي در پليستوسن (24 هزار تا 18 هزار سال پيش)‌ اتفاق افتاده كه منجر به كاهش پناهگاه و پوشش‌هاي گياهي‌اي شده كه خرس‌ها از آن تغذيه مي‌كرد‌ه‌اند. اين خرس‌ها به طور ميانگين 500 كيلوگرم وزن داشته و از مقدار زيادي از گياهان تغذيه مي‌كردند و براي خواب زمستاني به غارهاي آهكي پناه مي‌بردند.

Physorg / مترجم: آتنا حسن‌آبادي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 4:31  توسط   | 

از مزارع عمودي تا موزه‌هاي شناور سبز


در دنياي امروز با توجه به دسترسي به منابع محدود انرژي‌هاي فسيلي و افزايش ميزان مصرف انرژي در مقايسه با گذشته در اختيار داشتن منابع جديد انرژي از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. اين در حالي است كه علاوه بر اين ضرورت كاهش آلودگي‌هاي زيست‌محيطي و همچنين كاهش آلودگي هوا نيز موجب شده است تا استفاده از انرژي‌هاي سبز يا دوستدار محيط زيست مانند انرژي باد، انرژي خورشيدي، هيدروژني و ديگر منابع تجديدپذير انرژي كه كمترين آلودگي‌هاي زيست‌محيطي را به همراه داشته باشند بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد. انرژي‌هاي خورشيدي، بادي، آبي، زيست توده يا Biomass و همچنين انرژي زمين گرمايي از مهم‌ترين منابع انرژي‌هاي سبز هستند. جالب است بدانيد كه به ازاي هر كيلو وات ساعت برق توليد شده از انرژي‌هاي تجديدپذير به جاي زغال‌سنگ، انتشار دي‌اكسيد كربن حدود يك كيلوگرم كاهش خواهد يافت كه رقم قابل‌توجهي است. بررسي‌هاي انجام شده حاكي از آن است كه توليد، تبديل و مصرف انرژي توسط انسان‌ها يكي از مهم‌ترين و در حقيقت بزرگ‌ترين عامل افزايش آلودگي‌هاي زيست‌محيطي است و اين در حالي است كه در دنياي امروز نه‌تنها نمي‌توانيم مصرف انرژي را در سطح ثابتي حفظ كنيم بلكه پيش‌بيني مي‌شود در سال‌هاي آينده به دليل افزايش جمعيت و نفوذ فناوري در ابعاد مختلف زندگي انسان‌ها، مصرف انرژي در مقايسه با گذشته به ميزان قابل‌توجهي افزايش يابد.

احداث سازه‌هاي دوستدار محيط زيست

بي‌شك سازه‌هاي سبز يكي از جالب‌ توجه‌ترين مفاهيم فناوري‌هاي نوين هستند كه پس از مطرح شدن جايگزيني منابع تجديدپذير فاقد آلايندگي‌هاي زيست‌محيطي و معرفي فناوري‌هاي مبتني بر منابع انرژي دوستدار محيط زيست با سرعت قابل توجهي در حال گسترش هستند. تغييرات ايجاد شده در سبك زندگي شهرنشيني درمقايسه با گذشته زمينه مناسبي را براي طراحي و ساخت سازه‌هاي سبز به وجود آورده است كه اين روزها نه‌تنها سر به فلك كشيده‌اند بلكه ردپايي از آنها را در اعماق آب‌ها نيز مي‌توان يافت اگرچه طراحي و ساخت چنين سازه‌هايي بسيار پرهزينه است، اما از آنجايي كه در اين سازه‌ها، سرانه مصرف انرژي به ميزان قابل توجهي كاهش مي‌يابد در بلندمدت شاهد بازگشت سرمايه‌گذاري‌هاي زيربنايي خواهيم بود و اين در حالي است كه رعايت استانداردهاي زيست‌محيطي در اين سازه‌ها مي‌تو‌اند گام موثري در راستاي كاهش آلودگي‌هاي زيست‌محيطي باشد. اگر بتوانيم ساخت سازه‌هاي دوستدار محيط زيست را بيش از پيش مورد توجه قرار دهيم مي‌توان اميدوار بود كه به راهكار موثري براي نجات زمين در دهه آينده دست خواهيم يافت.

استفاده از توربين‌هاي بادي يا صفحات خورشيدي براي استفاده هرچه بيشتر از انرژي‌هاي سبز و دوستدار محيط زيست تنها راه براي زندگي در دنياي عادي از معضل مرگبار آلودگي هواست كه همه ساله تعداد زيادي از ساكنان اين كره خاكي را به كام مرگ مي‌كشاند. وقتي سال گذشته خبري مبني بر ساخت يك مزرعه عمودي 128 طبقه در شهر نيويورك اعلام شد پيش‌بيني مي‌شد كه در آينده‌اي نه‌چندان دور شاهد رونمايي از سازه‌هاي جديد دوستدار محيط زيست باشيم كه اگرچه همانند برج‌هاي مسكوني دوستدار محيط زيست احداث شده در نقاط مختلف دنيا همچون برج چرخان دبي از مفاهيم فناوري‌هاي سبز بهره‌مند هستند اما اين‌بار كاربرد متفاوتي براي آنها در نظر گرفته شده است كه وجه تمايز آنها با ديگر سازه‌هاي سبز است. وينسنت كالبات (vincent callebavt)‌ طراح و معمار بلژيكي است كه سال گذشته با طراحي و ساخت اين مزرعه عمودي 128 طبقه به ارتفاع 600 متر كه انرژي مورد نياز آن از منابع انرژي خورشيدي و بادي تامين مي‌شود، سر و صداي زيادي را در حوزه فناوري‌هاي سبز به راه انداخت. شايد عجيب باشد كه اين مزرعه عمودي كه ساختماني به شكل بال‌هاي سنجاقك است در منهتن نيويورك كه به محله آسمانخراش‌ها معروف است و در ميان انبوهي از ساختمان‌هاي آهني، بتني و شيشه‌اي سر به فلك كشيده باشد. اين مزرعه عمودي كه مجموعه‌اي از صفحات خورشيدي روي پشت بام آن قرار گرفته و هر طبقه آن به شكل يك مزرعه مسقف است مي‌‌تواند بيشترين ميزان انرژي خورشيدي را براي پرورش محصولات كشاورزي و دامداري تامين كند و در حقيقت نسل جديدي از مزارع كشاورزي است كه با توجه به افزايش جمعيت دنيا مي‌تواند پاسخگوي نيازهاي انسان‌ها در سطح اين كره خاكي باشد. همچنين اين مزارع علاوه بر حذف نياز به حمل و نقل فرآورده‌هاي كشاورزي و مواد غذايي از محل توليد به محل مصرف مي‌توانند نقش بسيار مهمي در كاهش آلودگي‌هاي زيست‌محيطي داشته باشند. علاوه بر اين، در اين مزارع فرآورده‌هاي غذايي در محلي پرورش داده مي‌شوند كه از قرار گرفتن در معرض مواد شيميايي محفوظ خواهند بود و بنابراين مي‌توان آنها را به نوعي محصولات طبيعي يا ارگانيك به شمار آورد. انرژي لازم براي كشت انواع محصولات كشاورزي نيز از انرژي ذخيره‌ شده در صفحات خورشيدي و همچنين انرژي حاصل از سوختن پسماندهاي كشاورزي تامين خواهد شد. اين مزارع كه براي رشد انواع ميوه‌جات، سبزيجات و حبوبات مناسب هستند مجهز به سيستم‌هاي حرارتي و كنترل فشار بوده و مي‌توانند از منابع آبي مانند بارندگي‌ها كه به هدر مي‌رود به عنوان يك منبع مناسب استفاده كرده و كربن موجود در محيط را به عنوان سوخت دستگاه‌ها و سيستم‌هاي روشنايي اين سازه مورد استفاده قرار دهند تا به اين ترتيب نمونه‌اي از يك سازه كربن صفر باشند.

فيساليا، سبزترين كشتي دنيا

پس از موفقيت در اجراي طرح مزرعه عمودي شهر نيويورك، اين محقق بلژيكي تصميم گرفت با هدف جلب توجه ساكنان اين كره خاكي به اهميت زيستگاه‌هاي آبي در سطح زمين، نسل جديدي از سازه‌هاي دوستدار محيط زيست را طراحي كند كه اين‌بار بتوانند به اعماق آب‌ها نفوذ كنند. كشتي فيساليا كه به عنوان سبزترين كشتي دنيا و توسط اين طراح بلژيكي ساخته شده است مي‌تواند به عنوان يك سازه دوستدار محيط زيست نقش بسيار مهمي در كاهش آلودگي آب و هوا داشته باشد.

اين كشتي از نظر شكل ظاهري به گونه‌اي طراحي شده است كه نيمي از آن به شكل يك ساختمان و نيم ديگر آن به شكل كشتي است. اين كشتي عظيم‌الجثه كه از جنس آلومينيوم ساخته شده است همزمان با حركت در مسير رودهاي اروپا، با تصفيه آب‌هاي آلوده آن را به آب آشاميدني تبديل مي‌كند و در اين فرآيند بيش از انرژي مصرفي مورد نياز خود، انرژي توليد مي‌كند. در حقيقت اين سازه دوستدار محيط زيست يك باغ شناور است كه نه‌تنها مي‌تواند انرژي مورد نياز خود را تامين كند بلكه مي‌تواند مقادير قابل توجهي از انرژي تامين شده را نيز در خود خيره كند. اين سازه از جمله سازه‌هايي است كه به آن يك سازه كربني صفر گفته مي‌شود. به عبارت ديگر در اين كشتي ميزان كربن آزاد شده با ميزان كربني كه آن را در جاي ديگر به دام مي‌اندازد برابر است. همچنين فيساليا مي‌تواند در مسير حركت خود، آب مورد نياز مسافران را تصفيه كرده و مواد غذايي مورد نياز آنها را نيز تامين كند. جالب است بدانيد كه اين كشتي كه نماي ظاهري آن شبيه به يك ماهي است براساس نام يك گونه از ستاره‌هاي دريايي، به اين اسم نامگذاري شده است. روي لايه نقره‌اي رنگ سطح خارجي بدنه اين كشتي، پوششي از جنس اكسيد تيتانيوم وجود دارد كه مي‌تواند پرتوهاي ماوراي بنفش حاصل از تابش نور خورشيد را به خود جذب كرده و به اين ترتيب نقش قابل توجهي در كاهش آلودگي هوا داشته باشد. از سوي ديگر وجود چنين پوششي روي بدنه كشتي زمينه مناسبي براي انجام گروهي از واكنش‌هاي شيميايي ايجاد مي‌كند كه مي‌تواند راهكاري براي از بين بردن سموم ارگانيك و غيرارگانيك باشد. در قسمت زير كشتي توربين‌هايي طراحي شده است كه حركت آب را به انرژي الكتريكي تبديل مي‌كند همچنين صفحات خورشيدي نصب شده روي سقف كشتي نيز مي‌تواند انرژي حاصل از تابش نور خورشيد را به انرژي الكتريسيته تبديل كند كه در اين صورت مي‌توان گفت تنها منابع تامين انرژي در اين كشتي انرژي‌هاي آبي و خورشيدي هستند كه از منابع پاك و تجديدپذير انرژي محسوب مي‌شوند. گلخانه طراحي شده در قسمت‌هايي از سقف كشتي نيز مي‌تواند آب را در مسير حركت خود از هر گونه آلودگي ناشي از مواد روغني و ديگر مواد شيميايي آلاينده پاك كند و به اين ترتيب مي‌توان گفت كه سقف كشتي علاوه بر به دام انداختن انرژي خورشيدي مي‌تواند نقش بسيار مهمي در تصفيه آب رودها و رودخانه‌ها در مسير حركت كشتي داشته باشد. اگرچه ممكن است به نظر برسد كه جايگزيني اين كشتي‌ها به جاي كشتي‌هاي مسافربري كنوني مي‌تواند گام مهمي در توسعه فناوري‌هاي سبز باشد، اما بايد پذيرفت كه براي رسيدن به اين مرحله مسيري طولاني در پيش رو داريم و به عبارت ديگر در حال حاضر اين كشتي تنها براي حركت در مسير رودها و درياها و به منظور تامين انرژي يا تصفيه آب‌ها طراحي نشده است بلكه در حقيقت دانشمنداني باشند كه درباره اكوسيستم‌ها و زيستگاه‌هاي آبي مطالعه و تحقيق مي‌كنند. به عبارت ديگر دانشمندان و محققاني كه از فيساليا ديدن مي‌كنند مي‌توانند با تحقيق در آزمايشگا‌ه‌هاي بزرگ اين كشتي اطلاعات بسيار زيادي را درباره چگونگي پرورش گياهان در آن و نقش اين كشتي در تامين انرژي و حذف آلودگي‌هاي زيست‌محيطي به دست آورند و اين در حالي است كه بازديدكنندگان و گردشگران همزمان مي‌توانند از نمايشگاه‌هاي مستقر در اين كشتي ديدن كرده يا در اقامتگاه‌هاي زير‌آبي آن استراحت كنند. اگرچه اين طراح بلژيكي بر اين باور است كه فيساليا يكي از برترين نوآوري‌ها در زمينه گسترش سازه‌هاي دوستدار محيط زيست در سطح دنياست، اما متاسفانه در حال حاضر هيچ برنامه‌اي براي توليد انبوه اين نوع كشتي در نظر گرفته نشده است. طراح اين موزه شناور پس از كنفرانسي كه در سال گذشته در سازمان ملل متحد و به منظور مقابله با پيامدهاي ناشي از تغييرات آب و هوايي و ارائه راهكارهايي به منظور كاهش بحران ناشي از پديده گرمايش جهاني برگزار شد تصميم گرفت با هدف جلب توجه مسوولان نسبت به زيستگاه‌هاي آبي اين كشتي را طراحي كند‌، اما آيا براستي مي‌توان گفت كه نمي‌توانيم در آينده شاهد گسترش افق‌هاي فناوري‌هاي دوستدار محيط زيست در محدوده‌هاي زندگي شهري باشيم؟

فرانك فراهاني‌جم / جام جم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 4:30  توسط   | 

ثبت‌نام از زنان راننده براي سرويس مدارس دخترانه

مديرعامل سازمان مديريت و نظارت بر تاكسيراني تهران با بيان اين‌كه در برنامه‌ريزي مشترك با وزارت آموزش و پرورش به كارگيري زنان راننده تاكسي براي دانش‌آموزان دختر مصوب شد، گفت: زنان راننده تاكسي براي حضور در سرويس مدارس دخترانه ثبت‌نام مي‌شوند.

پيمان سنندجي در گفتگو با فارس افزود: امسال به دليل برنامه‌ريزي مشترك با آموزش و پرورش مقرر شد 12 هزار خودرو براي ارائه خدمت به هزار مدرسه در اختيار آموزش و پرورش قرار گيرد.

وي توضيح داد: با توجه به اين‌كه تعدادي از زنان، راننده تاكسي هستند برخي از مدارس دخترانه درخواست استفاده از تاكسي‌هايي با راننده زن داشتند.مديرعامل سازمان مديريت و نظارت بر تاكسيراني تهران اضافه كرد: بر اساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده مقرر شد تا اگر مدرسه‌اي علاوه بر راننده مرد درخواست استفاده از راننده زن را داشت مي‌تواند از راننده زن تاكسي استفاده كند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 14:27  توسط   |